عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

188

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

كسى است كه بر هواى نفسش پيروز باشد . 249 اكيس النّاس من رفض دنياه : زيركترين مردم كسى است كه دل از دنيايش بر كند . 250 أربح النّاس من اشترى بالدّنيا الأخرة سودمندترين مردم كسى است كه بخرد به دنيا آخرت را . 251 أخسر النّاس من رضى الدّنيا عوضا عن الأخرة : زيانكارترين مردم كسى است كه راضى شود آخرت را بدهد و دنيا را بگيرد . 252 أفضل القلوب قلب حشى بالفهم : بهترين دلها دلى است كه مشحون و پر از دريافت و انديشه باشد 253 أعلم النّاس المستهتر بالعلم : دانشمندترين مردم كسى است كه بدانش حريص باشد . 254 أعجز النّاس من عجز عن الدّعاء : ناتوانترين مردم كسى است كه از دعا كردن و از خدا چيزى خواستن ناتوان باشد . 255 أعظم المصائب و الشّقاء الوله بالدّنيا بزرگترين مصيبات و بدبختيها دل به دنيا در باختن است . 256 أصل قوّة القلب التّوكّل على اللّه : ريشهء نيرومندى دل واگذاردن كارها است به خدا 257 أصل صلاح القلب اشتغاله بذكر اللّه : ريشهء دل درستى دل را به ياد خدا سر گرم داشتن است 258 أصل الصّبر حسن اليقين باللهّ : ريشهء شكيب در كارها يقين درست به خدا داشتن است . 259 أصل الرّضا حسن الثّقة باللهّ : ريشه خوشنودى از خدا اعتماد نيك بر خدا داشتن است . 260 أصل الزّهد حسن الرّغبة فيما عند اللّه ريشهء زهد و دل بجهان نبستن بدانچه كه نزد خدا است به تمام معنى روى آوردن است . 261 أصل الأيمان حسن التّسليم لأمر اللّه : ريشهء ايمان براستى و درستى فرمان خداى را گردن نهادن است . 262 أصل الإخلاص اليأس عمّا فى أيدى النّاس : ريشه اخلاص و دل در خدا بستن از آنچه در دستهاى مردم است دل بريدن است . 263 أحمق النّاس من ظنّ أنهّ أعقل النّاس : ابله‌ترين مردم كسى است كه گمان دارد كه خودش خردمندترين مردم است . 264 أفضل النّاس من شغلته معايبه عن عيوب النّاس : برترين مردم كسى است كه عيوب خودش از